X
تبلیغات
رایتل

آدمیست دیگر ...

1391/08/10 ساعت 00:16


آدمی را میشناسم که هیچ کس او را نمیشناسد ، آدمی را میشناسم که هیچ وقت تکلیفش با خودش مشخص نیست . آدمی را میشناسم که یاد گرفته حسابی محکم باشد اما نقطه ضعفش ... آدمی را میشناسم که گاهی به ... وسطش هم نیست ! و گاهی بخاطر مسائل جزئی با عالم و آدم سر جنگ دارد . آدمی را میشناسم که گاهی دلش حتی برای گنجشک ها و مورچه های محل هم میسوزد اما آن روی سگش که بالا بیاید هر گاوی را حریف است ، آدمی را میشناسم که بدنبال چیزیست که این روزها هیچ کس ندارد ! آدمی را میشناسم که بدبین بودنش را به حساب منطق میگذارد و در افکارش به تنهایی یا ویرانگی یا بن بست که رسید از خوبی های دنیا برای خودش فلسفه میبافد ، آدمی را میشناسم که حرفهایش را بازیافت میکند ، "داغونم" را از دلش تحویل میگیرد و "خوبم ممنون تو چطوری؟" را تحویل جامعه میدهد ! آدمی را میشناسم که خر نیست ، نمیشود متاسفانه ، آدمی را میشناسم که به اندازه ی ده نفر قهقهه میزند و میخنداند ، آدمی را میشناسم که  میتواند درد همه را بریزد توی خودش و برود گوشه ای خفه خون بگیرد و هی برای خودش تیک تاک تیک تاک کند تا که یک روز بلاخره بترکد ، آدمی را میشناسم که راستش آدم بدی نیست ! به بد اخلاقی ها و گنده دماغی ها و ضد حال ها و بد دهنی ها و دمدمی مزاج بودنش و ... نگاه نکنید ،  خلاصه آدمی را میشناسم که با خودش سر جنگ دارد ... هر روز جلوی آینه می ایستد و به من فحش میدهد !