X
تبلیغات
رایتل

HarvEst

1390/02/23 ساعت 00:19


باران بوسه هایش تمامی نداشت ...

یکپارچه محبت میشد و میتابید بر وجود معشوقه اش ....

با هر نوازش ... دانه ی آرامش در دل زن میکاشت ...

... جوانه زد ... سبز شد عشقشان ...

دیری نگذشت ...

فصل درو که رسید ...

شـ.ـهوتش را برداشت کرد و ...

...

رفت ...




پی نوشت :

رفت ...

پی محصول دیگری ...

شاید ...



پی نوشت :

خیلی وقتا جای زن و مرد بین این سطرها عوض میشه ...

جای شکار و شکارچی ...

مگه نه ؟

...